چهارشنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۸
Wednesday, 13 November 2019

فنون بدن در نظریه مارسل موس Featured

 

در سال 1934، مارسل موس در برابر انجمن روان شناسی، مفهومی را مطرح کرد که آیندۀ درخشانی داشت: فنون بدن حرکات نظم یافته ای که به منظور دستیابی به کارایی عملی یا نمادین انجام می گیرند. این فنون شامل قواعد عملی، تواتر حرکات و اداها، همزمانی ها و تنظیم های ضرباهنگ های ماهیچه ای هستند که با هدف نهایی مشخصی انجام می گیرند. موس با اشاره به خاطرات شخصی اش، به تغییر در حرکتی مثل شنا کردن از یک نسل به نسل دیگر در جوامع ما و به طور کلی از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر اشاره می کند. همین امر به نظر او در حرکاتی چون قدم زدن، دویدن، حرکات دست در حال استراحت، استفاده از بیل یا روش های شکار نیز صادق است. موس بر مشاهدات خود تاکید می کند تا بگوید فناوری را نمی توان صرفاً در رابطه ای میان انسان و ابزار خلاصه کرد، و بسیار پیش از این امر، ابزاری دیگر که به نوعی بنیانگذار است، وارد عمل می شود: «بدن، نخستین و طبیعی ترین ابزار انسان است». بدن که براساس عادت وارۀ[1]  فرهنگی شکل می گیرد، به کارایی های عملی منجر    می شود. موس می گوید: «فن به نظر من، کنشی سنتی و کاراست ( و ما می بینیم که از این لحاظ، بدن از کشش جادودیی، دینی و نمادین جدا نیست).

موس سپس یک طبقه بندی در فنون بدن را براساس زوایای دید مختلف پیشنهاد می کند:

  • بنابر جنسیت: تعاریف اجتماعی مرد و زن در واقع اغلب حرکات ضابطه مند شدۀ متفاوتی را نیز ایجاب می کند.
  • بنابر سن: فنون بدنی خاص زایمان و حرکات مربوط به زایش؛ فنون کودکی، بلوغ، بزرگسالی، در این جا موس از جمله به فنون مربوط به خوابیدن، استراحت کردن و فعالیت (قدم زدن، دویدن، رقصیدن، پریدن، شنا کردن، جهیدن، پایین رفتن و حرکات اجباری) از فنون نگهداری و رسیدگی به بدن (توالت و بهداشت)؛ از فنون مصرف (غذا خوردن و نوشیدن)؛ از فنون باز تولید یاد می کند: در این مورد آخر، موس روابط جنسی را جزو فنون بدن قرار می دهد و تنوع موقعیت های جنسی را دراین روابط یادآوری می کند؛ او همچنین به فنون درمان (ماساژ) اشاره می کند.
  • بنابر بازده: موس در این جا به رابطۀ بدن با مهارت ها و قابلیت ها اشاره دارد.
  • بنابر اشکال انتقال: از خلال قواعد مختلف، ضرباهنگ ها و غیره، چگونه نسل جدید این فنون بدنی را می آموزند.

در نهایت موس نتیجه گیری خود را با یادآوری وجود فنون بدن در ادیان گوناگون، برای مثال فنون چون یوگا یا فن تنفس در تائوئیسم به پایان می برد.

ما می توانیم البته دربارۀ دقت این طبقه بندی ها سخن بگوییم یا آنچه از قلم افتاده است را به یاد آوریم، اما مسئله موس، آغاز یک برنامۀ پژوهشی دقیق و گسترده نبود. او همچون یک فرد پیشتاز بر آن بود ارزش پژوهشی یک مفهوم را نشان دهد و با ارائه  گروه بزرگی از یادداشت های شخصی، پژوهشگران را برانگیزد تخیل جامعه شناختی خود را در این راه به کار گیرند.

کلود لوی – استروس، درآمدی بر مجموعه آثار مارسل موس که در سال 1950 منتشر شد، بر اهمیت این اثر و کار ارزشمند موس در گردآوری و ثبت فنون سنتی بدن، آن هم در دوره ای که گسترش فنون غربی در حال نابود کردن گستردۀ میراث حرکات حرفه ای و زندگی روزمرۀ افراد بود، تاکید دارد. در این جاست که لوی – استروس پیشنهاد به وجود آوردن یک «بایگانی بین المللی فنون بدنی» را مطرح می کند که شامل ثبت حرکات فیزیکی گروه های انسانی در گسترده ترین شکل ممکن است. به نظر او چنین اقدامی پیامد اخلاقی مهمی دارد زیرا «به روشنی نشان می دهد پیش داوری های نژادی بی پایه هستند، زیرا در برابر رویکردهای نژاد پرستانه ای که مایلند ثابت کنند انسان محصول بدن خود است، نشان می دهند انسان همواره و در همه جا، توانسته است از بدن خود محصولی از فنون و بازنمایی هایش بسازد». به نظر او این بایگانی ها می توانند «اطلاعاتی با غنای بی نظیر دربارۀ مهاجرت ها، تماس های فرهنگی یا وام گیری هایی که در زمان های دوردست انجام شده اند، به ما ارائه دهند. حرکاتی که شاید به نظر بی معنا بیابند از نسلی به نسل دیگر منتقل شده اند و همین بی معنایی ظاهری از آن ها محافظت کرده است و همین حرکات گاه بهتر از کشفیات باستان شناختی و بناهای تجسمی می توانند ما را با فرهنگ ها آشنا کنند.»

مارسل موس با آوردن مثال هایی از فعالیت های بدنی و ورزش ها مانند شنا، دومیدانی، کوهنوردی، پرش با نیزه خاطر نشان می کند در تمام این پدیده ها یک عنصر نیرومند جامعه شناختی وجود دارد که وی آن را عادت واره نامید. موس در کتاب خود در خصوص عادت واره در عرصه های ورزشی معتقد است رفتار بدنی از سنخ رفتار طبیعی نیستند بلکه رفتار فرهنگی اند، مجموعه ای از رفتارهای نمادین وابسته به حیثیت و موقعیتی که هر فرد در سلسله مراتب اجتماعی احراز کرده است. ورزش در واقع به بازی گرفتن قاعده مند بدن است که بر حسب تعلق اجتماعی کنشگران و عمل آنها کارکردهای متعدد و گوناگونی دارد. در این کتاب وی مسئله اصلی جامعه شناسی ورزش را مطرح کرده است: رابطه رفتار بدنی با فرهنگ، هر حرکت بدنی در همبستگی تنگاتنگ با بستر اجتماعی اش یک حرکت فرهنگی است. او بدون هرگونه قضاوت ایدئولوژیکی و ارزشی به ورزش پرداخته است و درباره ورزش ژیمناستیک می نویسد: این هنر ژیمناستیک تکامل یافته در زمان ما، زیر مجموعه ای محدود اما مهم از مجموعه وسیعتر رفتار بدنی وابسته به زندگی روزمره، کار و تفریحات است.

 در مثالی دیگر از فوتبال به عنوان به عنوان یک واقعه ی اجتماعی تام یاد می کند و آنرا واقعیتی جامع می داند که با توجه به ماهیت پویا و فراگیر خویش، در پیوند با ساختار کلی جامعه است. بنابراین وی فنون بدن مثل راه رفتن و ورزش کردن را نه فقط حرکات فیزیکی و بیولوژیکی می داند بلکه تبلوری از آموزش می پندارد که خود نوعی اجتماعی کردن است.

در اینجا برای توصیف بهتر نظریات موس، لازم است توضیحات بیشتری در ارتباط با مفهوم عادت واره ارائه کنیم.

«عادت واره» کلید واژه مورد نظر موس برای تشریح کارکرد فرهنگی ورزش و فعالیت های بدنی در زندگی روزمره انسان است. عادت واره در اصل لاتین خود به معنی «شیوه بودن» است و به مجموعه ای از قابلیت ها اطلاق می شود که فرد در طول حیات خود، آنها را درونی می نماید و در حقیقت، آنها را بدل به طبیعتی ثانویه برای خویش می کند، به گونه ای که فرد، بدون آنکه لزوما" آگاه باشد، بر اساس آنها عمل می کند و آن را چونان یک رفتار غریزی ثانویه در نظام اجتماعی خود، بازتولید می نماید. به عبارت ساده تر، سرمایه های فرهنگی، مانند سرمایه های مادی، توسط «وارثان» - که در خانواده و محیط فرهنگی رشد کرده اند - به ارث برده می شوند و این وارثان هستند که در مورد برخی حوزه های فرهنگی مانند رفتن به موزه، شرکت در کنسرت موسیقی و یا حضور در استادیوم ها، احساس خویشاوندی بیشتری دارند و گویی رفتار آنان به یک عادث ثانویه تبدیل شده است. به طور کلی، عادت واره به مجموع عاداتی اطلاق می شود که فرد را به شکل ناخودآگاه در رابطه با یک محیط قرار می دهند و در ورود هر فرد به جهان های متفاوت اجتماعی (فرهنگ، هنر، سیاست، ورزش و غیره)، نقش تعیین کننده ایفا می کنند.

از نظر موس، عادت واره، نقشی مهم در پرداختن افراد به ورزش و فعالیت های بدنی و یا به طور کلی، حضور آنان در محیط های ورزشی دارد. به اعتقاد وی، وقت نداشتن یا بی علاقگی، تنها دلیل افراد برای ورزش نکردن محسوب نمی شود، احساس سرجای خود نبودن، معذب بودن، نحوه لباس پوشیدن، رفتار و قضاوت های محیط اطراف، همگی به عنوان موانعی پنهان عمل  می کنند که ممکن است فرد را از رفتن به محیط های ورزشی بازدارند. در نتیجه، عملاً سیادت میدان هایی چون میدان ورزش که حضور در آنها نیازمند آشنایی با زبان، قوانین و ارزش هایش است، به دست وارثان، یعنی صاحبان سرمایه های فرهنگی، اجتماعی و نمادین می افتد و آنها که از این سرمایه ها محرومند، هر چند که از سرمایه اقتصادی برخوردار باشند، در این میدان، مورد «خشونت نمادین» قرار می گیرند داستان نمادین زیر، برخی جنبه های پنهان مفهوم مورد نظر موس را نشان می دهد: مارتین، یک فرانسوی شهرستانی است که برای کار اداری خود به پاریس آمده است. او به اصرار دوست صمیمی اش برای دیدن یکی از بازی های فصلی لیگ فوتبال ترغیب می شود که به ورزشگاه برود. مارتین، لباس شیکی پوشیده است، با کت و شلوار اتو کشیده، کیف سامسونت و کروات پت و پهن ... او متوجه نیست که لباس پوشیدنش  مورد تمسخر سایر تماشاچیان در ورزشگاه قرار خواهد گرفت. به نظر می رسد برخورد این جماعت ورزش دوست با مارتین، که کاملاً معذب است، برخورد با یک تازه به دوران رسیده شهرستانی است. احساس مارتین در این محیط، احساس متفاوت بودن و سرجای خود قرار نداشتن است. تفاوتی که در رفتار، گفتار و عادات مارتین، با دیگران مشهود است. در چنین شرایطی، دیگر پول نیست که ارزش دارد؛ مهم، به رسمیت شناخته شدن توسط دیگران است. رسمیتی که دیگر با کت و شلوار - که یک پوشش کاملاً رسمی و متشخصانه است- و حتی مودب بودن نیز به دست نمی آید. به نظر می رسد مارتین، مورد خشونت نمادین محیط قرار گرفته و هر چند باز هم همراه دوستش به محیط های ورزشی برود، باز احساس خواهد کرد سرجای خود نیست و مانعی پنهان سد ورودش به این دنیای جدید می شود. مگر آنکه زبان، ارزش ها و قوانین این محیط را شناسایی و کم کم به آنها عادت کند. به طور کلی، مارسل موس، رابطه رفتار بدنی و فرهنگ را به عنوان مسئله اصلی جامعه شناسی ورزش مطرح می کند و معتقد است هر حرکت بدن در همبستگی تنگاتنگی با بستر اجتماعی اش، یک حرکت فرهنگی به شمار می آید. به اعتقاد وی، فنون بدن، مثل راه رفتن و ورزش کردن، تبلوری از اجتماعی شدن به حساب  می آیند.

 

 

منبع

- بروتون، داوید لو، (1392)، جامعه شناسی بدن، ترجمه ناصر فوکوهی، نشر ثالث.  

-دوفرانس، ژاک، (1385)، جامعه شناسی ورزش، ترجمه عبدالحسین نیک گهر، تهران، نشر توتیا.

-شجیع، رضا، (1392)، رویکردها و نظریه های نوین در جامعه شناسی فوتبال، تهران، نشر نقد افکار.

-نوابخش، مهرداد و کمال جوانمرد،(1388)،«پیش قراولان جامعه شناسی ورزش»، مجله علوم اجتماعی، شماره 14، صص133-150.

 

 

1- habitus

Share this article

جراید ورزشی

تماس با ما

آدرس: خیابان ولی عصر -بالاتر از چهارراه پارک وی-جنب بانک آینده -پلاک 2784-طبقه سوم-دفتر فدراسیون  بین دانشگاهی جهان

پست الکترونیک: samirakhanmohammadi@ssoa.ir

 

آمار بازدید

97990
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
25
32
97990


3.233.217.242